در یک فیلمی که در یک نقشی یک آدمی که قرار بود مرد نباشد را قرار شد که ایفای نقش کنم
کارگردان گفت نباید مرد باشی
نویسنده گفت یک کاری کن که خیلی در نقشت فرو بروی ... کارگردان آدمِ خیلی سخت گیریست
نویسنده از دوستانِ پدرم بود
می خواست حتما ارادتش را ثابت کند
بازیگرِ زنِ مقابلم از رنگِ چشمانم خوشش آمد
این را پشتِ صحنه و وقتی پشتِ ماگِ بزرگِ قهوه اش پنهان شده بود ابراز کرد
یک راهنمایی هم به من کرد
گفت در یک فیلمی نقشِ یک نوازنده ی نابینا را ایفا می کرده
اسم فیلمش بود ویولون زنِ نابینا
بعد گفت برای اینکه بتوانم در نقشم غرق شوم یک ماه در آسایشگاه نابینایان پرستاری کردم
بعد یک ماه چشمهام را با یک پارچه ای بستم و کورمال کورمال کارهایم را انجام دادم
یک دلداری هم بهم داد
گفت آدم هرچیزی که نباشه رو بهتر بازی می کنه ... و تو هم که مردی
بعد یک چشمک به من زد و رفت
فکر کنم واقعا از رنگِ چشمهام خوشش آمده بود
من فکر کردم به اینکه من چه کنم پس ؟!
یک ماه با زن ها که نمی شود زندگی کرد برای آیینِ مرد نبودن را بلد شدن
نشستم و همه ی کارها و افکاری را که یک مرد برای مرد نبودن باید داشته باشد روی کاغذ نوشتم
لیستِ زیاد بلندی نشد و به نقشِ فیلم هم کمکی نکرد چون همه چیزِ داستان از پیش نوشته شده بود
فقط بودن همه اش یکجا کافی بود برای متنفر شدن از خودم و باقیِ جنسِ مرد
بعدش کارگردان عاشقم شد
آخرای فیلمبرداری
کارگردان زن بود چون
من فکر کردم کارگردان عاشقِ نقشِ توی فیلمم شده و هی سعی کردم بهش بفهمانم که چیزی فرق نکرده
ولی گفت ادایش را هم که بتوانی در بیاوری کافیست
آخرش انگار خوب تمام نشد
چون ما با هم ازدواج کردیم
و من از ازدواج خوشم نمی آید
دلایلش البته به خودم مربوط است
[ 2 ] ( 23 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 3 / 10 )جزیره ها غالباً سه نوعند
آنهایی که روی نقشه ی پیدا کردنشان یک راهِ مستقیم کشیده اند با شمال و جنوب و نقطه چین و احیاناً مانعی یا انحرافی و شاید نهنگی در راه
آنهایی که فقط کافیست برای پیدا کردنشان نقشه را برعکس بگیری و این تنها نکته ی انحرافیه قضیه ست ...
و آنهایی که هزار معما باید حل کنی و محاسبه و فلسفه و رسمِ جدول ... که برسی به یک
مسیری که از آنجا باید دنبالِ آدرسِ اصلی بگردی.
اگر فکر می کنید گروهی هم هست که اصلا نقشه ندارد
سخت اشتباه می کنید
چون تنها وجه مشترکِ همه اینست که هر جزیره ای دوست دارد که کشف شود
شاید هم بیشتر، عاشقٍ کشف شدن است
ساحلِ دست نخورده و جنگلِ بکر فقط یک شعارِ کوفتیست.
پ.ن : به جای کلمه ی جزیره آدم هم می شود نوشت.
[ ] ( 8 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 2.9 / 9 )سرنوشتِ آدم عین پول می مونه
که از اول اگه مالِ هر کسی یا کاره ایم که باشه
دستِ هر کسی یا هر کاره ای یه موقع بهش می خوره ...
و تو یه برحه ای
از متعلقات و اموالش میشه.
شاید یکی پیدا شه که نو نگهش داره
که بذارش لای قرآن
یا تو یه کیفِ خوب.
شاید یه نفر دوتا تا بهش بزنه و بذارش تو جیبِ نمناکِ پشتِ شلوارش
یکی شاید وقتی پارَس بچسبونش ...
یکی با چسبِ نواری
یکی شاید با چسبِ برقِ سیاه
یکیم شاید بندازش دور.
یکی شاید اگه هر قیمتیم که باشه بذارش لای پول خورده های جیبِ پیرنش ...
یکیم به عنوانِ اولین حقوق یا اولین پول تو جیبی بپرستش
یکی عیدی میدش
یکی صدقه
یکیم رشوه
یکی شاید جمعش کنه به امید های بزرگتر
یکی شاید خیلی زود خرجش کنه به آرزوهای کوچیکتر
یکی شاید به عنوانِ یه سرمایه ی ملی بهش احترام بذاره
یکیم صرفا بره رسیدن به خواسته هاش
یکی شاید گمش کنه
یکیم شاید پیداش کنه
یکی روش یادگاری بنویسه
یکی روش نشونی
یکی می ندازش تو کارِ خلاف
یکیم تو کارِ خیر.
ولی به هر حال پول
همیشه پولِ
ارزشش بره هر کسی فرق می کنه
ولی نه مالِ کسی هس
نه مالِ کسی می مونه
نه خوبِ
نم بد
یه پولی شاید فک کنه اگه صفراش بیشتر بود تو کارای بزرگتری سهیم می شد
ولی کمترین مبلغم وقتی قرارِ پولِ بستنیِ یه دخترِ بچه باشه یه گنجِ
***
همه سوار شدن ؟
هشت دیقه و چهار ثانیه های زندگیِ من با این آهنگِ برای تمامِ فصول یانی خیلی زود داره می گذره
خیلی زود
[ 3 ] ( 19 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 3 / 10 )من در زندگیم فقط یک مشکل دارم
آن هم ختم می شود به دندان دردِ مزمنم
که چون سالهسات از نداری
وقتِ دکترم را امروز و فردا می کنم
مانده اینطور سوهانِ روحم
نداریَم از بیکاریست و چند سال کنجِ خانه کز کردن
که آن هم از بادِ فتخ است و کمرم که چند سال پیش توی اجباری صدمه دید
خرجم را تا امسال زنم داد که خاکش پای عمرِ شما
خدا را شکر الحمدالله بخور و نمیری می رسد
کنارش پس اندازی کنیم و خرجِ آزادیِ پسرم شود که زندان است
بعد بدهی های عقب افتاده را بدهم و اگر خدا بخواهد فکری برای دردِ دندان هم بردارم
[ 3 ] ( 27 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 3 / 15 )من
هر وقت اگر به این حقیقت اعتراف کنم که ...
برای آدم هایی که به نوعی، سودی برایم ندارند ارزشی قایل نیستم
یکی از موجوداتِ پلیدِ خلقتم
مثلِ خیلیها
و تا زمانی که نگفته ام
از انسانهای نیکِ روزگار
که انشاالله خدا نگهم دارد
مثلِ باقیِ آدم ها
***
مثالِ با سیب و پرتغال برای گروه سنیِ الف
من
همه ی آدم ها را دوست دارم
برای تک تکشان ارزش قایلم
و هر کاری که در توانم باشد برایشان انجام می دهم
چون اینکار به
من
احساسِ خوبی می دهد
[ 4 ] ( 32 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 3 / 10 )باور حقیقتِ اینکه از پرتی های خلقت
اول مرد است ...
بعد زن
چون دنبالِ مرد است
***
یه آقایی رو من همیشه فک می کردم خله
امروز با یه خانومِ قشنگی دیدمش
[ 1 ] ( 24 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 2.9 / 17 )مثِ این می مونه که روز پدر بری تو جوراب فروشی کشِ سر بخوای
بد به فروشنده بگی پاقدم و حال می کنی ؟
[ 3 ] ( 23 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 0 / 0 )حوصله داری یه داستان که تازه نوشتم برات بخونم
آره ! بخون
ببین ... اینجوری شروع میشه که دو تا بچه ان که خیلی باهم دوستن ، همیشه باهمن و ...
ببینم ! تو یه بویی حس نمی کنی ؟
نه ... گمون نکنم
ولی من فک می کنم یه بویی میاد
شاید اشتباه می کنی !
شاید ... حالا بخون
ام ... همیشه باهمن و هر کاری که می کنن دو نفری می کنن ... یه روز یکی ...
تو یه صدایی نشنیدی ؟
چه صدایی ؟
نمی دونم ... فک کردم یکی صدام می کنه
من که نشنیدم
یه روز یکیشون مریض میشه و تو بیمارستان ...
شنیدی ! بازم همون صدا
نه ... من چیزی نشنیدم ... حالا بخونم ؟!
آره ... ادامه بده
تو بیمارستان بستریش می کنن ...
کیو ؟
یکیشونو ... این هنوز مقدمس
آها
به اون یکی نمی گن که دوستت مریض شده ، چون هیچ حالش خوب نبوده و ... به چی می
خندی !؟
هوم !؟ یه جک یادم اومد ... می خوای برات تریف کنم !؟
نه
یه روز شیطون زنگ می زنه به یکی و میگه من عزرائیلم ... می خوام بیام بکشمت ... یاروام
میگه برو بابا شمارت افتاده
این جک بود ؟!
واقعا خنده دار بود ... مگه نه ؟
می خوای بقیشو گوش بدی ؟ واقعا اگه نمی خوای بگو
نه ... می خوام بگو
به هر حال یکیشون اصلا حالش خوب نبوده و داشته می مرده ...
ببین من الان خیلی گشنمه ... میرم یه چیزی بخورم اگه اشکالی نداره
[ 2 ] ( 15 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 0 / 0 )یک عارفی , یک روز به این نتیجه رسید که س.ک.ص ... حرکتِ حقیریست
از خودش متنفر شد , و از حقارتی که چندین سال نفسشو آلوده کرده بود رنجید
تصمیم گرفت بجز جهتِ بوجود آوردنِ بچه ای که کمر به خدمتِ خداش ببنده دیگه هیچ وقت تن به این خفتِ زمینی نده
از اون عارف بیست تا بچه به جا موند که غیر از یکیِ قبلِ تصمیمش هیچ کدوم کمر به خدمتِ هیچکس نبستن
زنش بهش خیانت کرد یا هر چی که بشه اسمشو گذاشت
و خودش به انتظارِ وعده های اخروی , تارکِ دنیای مادیات شد.
این پاراگراف به هیچ عنوان سمبلیک نیست که مربوط به گروهِ سنیِ الف می باشد.
به نظرِ من علیرضا یه نویسنده یِ مردمیِ
دو نقطه دی هم نداریم
[ 1 ] ( 11 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 0 / 0 )هر نویسنده ای دوست داره نوشته هاش خونده شه
فهمیده شه
و بعد
کسی باشه که راجع بهشون باهاش حرف بزنه
اول نوشته های چاپ شدش
و بعد
حرف های پراکنده ی گوشه ی کاغذ های چرک نویسش
هر نویسنده ای دوست داره کسی رو پیدا کنه که باهاش هم عقیده باشه
که نوشته هاشو بو بکشه
و بهشون احترام بذاره
بدون انتقاد
یا قضاوت
هر نویسنده ای دوست داره همیشه چیز جدیدی برای گفتن داشته باشه
و همیشه
مخاطب عاشقی برای خوندنش
هر نویسنده ای
دوست داره همیشه بهترین باشه
یا
لااقل محبوب
و نویسنده
ساده ترین مثالیس از اینکه هر آدمی برای آدم بودن ... واقعا از اول چی می خواد
[ 3 ] ( 15 بازدید ) | آدرس ثـابت |




( 0 / 0 )
تقويم



